صفحه نخست ویژگیهای طبیعی و انسانی گچساران جغرافیای تاریخی شهرستان گچساران (دوگنبدان )
جغرافیای تاریخی شهرستان گچساران (دوگنبدان ) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر سایت   
جمعه ، 13 شهریور 1388 ، 21:56

 

سابقه تاريخي پيدايش شهر دوگنبدان

‹‹ دركتاب لغت نامه ، علي اكبر دهخدا دوگنبدان راچنين تعريف مي كند: دهي است ازدهستان زيركوه باشت بابوئي بخش گچساران ازتوابع شهرستان بهبهان واقع در23 هزارگزي شمال باختري گچساران وداراي 250 تن سكنه است،آب آن از لوله كشي شركت نفت وراه آن ،اتومبيل رواست››درمورد وجه تسميه وقدمت شهر دوگنبدان نوشته هاي همساني ازمحققان مختلف وجود دارد كه مي تواند راهنمايي موجز به منظور راهيابي به شناخت بيشتراين ناحيه شود.

اين شهر كه درمتون تاريخي ازآن به نام گنبد ملغان يا گنبد ملجان يادشده است ازشهرهاي آباد درمسيرراه شهر نوبندگان به ارجان بوده است . دركتاب جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي تأليف لسترنج درباره دوگنبدان چنين آمده است :‹‹ درساحل يكي ازشعب رودخانه شیرين گنبد ملغان كه محل مهمي سر راه نوبندگان به ارجان است قراردارد كه امروزآن را دوگنبدان می نامند وخرابه هاي پهناوري درآن ديده مي شود درمجاورت آن كوه وولايت بازرنگ وهمچنين صرام كه زمستان آن به غايت سرد بوده وحتي درفصل تابستان سركوه آنجا برف داشته واقع بوده است . ولي شهر گنبد ملغان از بلاد گرمسيربوده ونخلستان آن شهرت داشته وآنرا گنبد ملغان وملقان هم مي ناميده اند››.مقدسي درقرن چهارم ازقريه ويراني درآنجا گفتگو كرده است صاحب فارسنامه درآغازقرن ششم گويد : شهركي است كوچك وناحيه اي  با آن مي رود وهواي آن گرمسيراست وآب روان دارد. قلعه اي درآن شهراست كه آذوقه سه چهارسال محافظين قلعه را درآن نگاه مي دارد. ››حمداله مستوفي درباره گنبد ملغان گويد ‹‹ آن را ازمحكمي به‌يك‌مردنگاه توان داشت .     درفارسنامه ابن بلخي دراهميت اين شهرو وصف آن چنين آمده است :

جنبد ملغان – گنبد ملغان – شهركي است كوچك وناحيتي با آن مي رود وهوايي آن گرمسيراست وآب روان دارد وميوه ها باشد برمشومها وقلعه چند ازجمله قلاع قلعه حصين است معروف وهواي قلعه خنك است چنانچه غله نيك دارد وآب انبارها نيكوباشد ازنهرآب وجامع ومنبرباشد. ياقوت بن حموي ازملجان به صورت منطقه اي درفارس بين ارجان وشيراز باعنوان دهكده وقلعه ،يادمي كند . ازآنجا كه رستاق گنبد ملجان درمرز شاهپور مقابل ارجان قرارداشته مي توان نزديكي مكاني و همبستگي قديمي اين دو رستاق رامحتمل شمرد.البته ملجان راغيراز اصطخري ابن خرداد هم ذكرمي كند كه آن رابايد با قريه ملغان كه مقدسي ذكرمي كند يكي دانست ›› .

پروفسورهايندگاوبه باستان شناس معروف آلماني دركتاب ارجان وكهگيلويه درباره سوابق اين شهرچنين گويد :‹‹ جنبد ( گنبد ) ملجان دركنارجاده ارجان به شيرازقرارداشته است شايد هم اين شهردرجريان كشمكشهاي بين آل مظفرواتابكان لر بزرگ به سال 753 صدماتي ديده باشد››آقاي احمد اقتداري كه تحقيقات ارزنده اي درجنوب وغرب ايران دارد . دركتاب خوزستان كهگيلويه وممسني درباره ويژگيهاي اين شهراز ديدگاه جغرافيدانان قديمي چنين نوشته است :‹‹ درحاليكه مقدسي دراواخر قرن دهم ازگنبد ملجان به عنوان يك شهرغني وديدني يادمي كند ، كه وجود ويرانه هاي وسيع شهردرتنگ ماليون دليلي است براين  مدعا – ابن بلخي سخن ازيك شهر كوچك با مسجد جامع اي به ميان آورده و مي گويد اين شهرداراي آب وهواي گرم بوده ودر آن ناحيه زراعت هم انجام مي گرفته است هم ابن بلخي وهم مستوفي ازقلعه اي درنزديكي شهر اطلاع مي دهند كه البته اثري ازاين ويرانه ها هنوز بدست نيامده است . همچنين دوگنبدان درجهانگشاي نادري ازتأليفات عصر افشاريه نام برده شده وبقاياي يك كاروانسراي قديمي كه شايد از دوران صفويه وبار اندازي جهت مسافران خليج فارس ( ازجمله شهر بندري گناوه ) بوده ودرگويش محلي به آن كاروان سرا مي گفتند درشش كيلومتري ورود به شهرازجهت جاده شيراز خوزستان ودرجوارمحل ژاندارمري وقبرستان قديمي تا سال 1342 ديده مي شد.

آقاي احمد اقتداري دركتاب جغرافياي تاريخي خوزستان كهگيلويه وممسني درباره وجه تسميه اين شهرچنين مي نويسد : آثاردوگنبد فروريخته در دشتهاي شرق و غرب دوگنبدان كه يكي درغرب ناحيه ليشتركه بقعه اي وجود دارد كه از درون چهار طاقي جلوه گراست كه‌آثارمختصرش باقي است وارتفاع طاق گنبد بقعه پنج تا شش متراست . درجلگه شرقي دوگنبدان كه در اوايل تنگ ماليون كه آثار ويرانه هاي تپه اي وجود دارد كه گمان مي رود يك چهار طاقي بزرگ وگنبد شكوهمند برآن ساخته بوده است وبه لحاظ وجود اين بقعه چهار طاقي وگنبد به نام دوگنبدان ناميده مي شده است . آقاي نورمحمد مجيدي دركتاب تاريخ وجغرافيايي كهگيلويه وبويراحمد درباره آثار اين دوگنبد مي نويسد :كه ظاهراً بقاياي آثار دوگنبد تا سال 1350 درشمال غربي شهر ودرمجاورت مخازن آبي كه شركت نفت جهت كارگران وشهروندان دوگنبدان احداث نمود وجود داشته است . گروه باستان شناسي تحت نظر سراوال استين انگليسي كه درسال 1314 شمسي درمسير راه خود از شهر دوگنبدان بازديد كرده وشرح آن دركتاب راههاي باستاني وپايتخت هاي قديمي ايران توسط دكتر بهمن كريمي ترجمه شده است .ديدنيهاي خودرا ازشهر دوگنبدان يا كاروان سرا درسال 1314 چنين تعريف مي نمايد .اطاقهايي به سبك دوران صفوي دركنار چشمه اي ودرويرانه هائي در5/5 كيلومتري شمال غربي دوگنبدان ديده مي شود كه ازآن به نام كاروانسرا يا دوگنبدان نام برده است . دركاروان سراي دوگنبدان بيشترشغل اهالي زراعت جو وگندم وحشم داري بود . نزديك بناي اين ده كاروانسراي بسيار قديمي كه شايد ازدوره صفويه باشد وجود دارد واين كاروانسرا ازگچ وسنگ ساخته شده وهنوز قسمت مهمي ازآن برپاست .  درسراين كاروانسرا حاليه پست امينه دوگنبدان است ، چشمه وآبادي قديمي نزديك اين كاروانسرا بوده استدوگنبدان تا قبل از سال 1306 خالي ازسكنه بود ولي ازآن پس بافعاليتهاي شركت نفت درمنطقه گچ كوراوعلي (گچساران قديم) اين منطقه اهميت يافت واولين چاه نفت درروستاي بابامحمد ازتوابع دوگنبدان امروزي حفاري شد وبه نفت رسيد كه اكنون به چاه شماره شش معروف است . بعد ازاين تاريخ با وجود اين كه توسط كاركنان ايراني وانگليسي شركت نفت تعدادي چاه دراطراف دوگنبدان حفر گرديده ليكن درسالهاي بعد به دليل ناامني منطقه وبه ويژه ستیزعشاير با افراد مذكور اين گروه به مسجدسليمان رفته ودرآنجا به كار حفاري نفت ادامه دادند ولي مجدداً ازسال 1315 شركت نفت ايران وانگليس فعاليتهاي اكتشاف وحفاري واستخراج ازچاههاي اين منطقه را شروع كردند .دربعضي ازمنابع تاريخي ازاين شهر به عنوان محل يك كاروانسراي دوره صفوي نام برده شده وروستائي به نام زريون درشمال اين كاروانسرا قرار داشته كه امروزه ازهيچكدام اثري باقي نمانده است . روستاي زريون تاسال 1319 وجود داشته كه با شروع و بهره برداري مجدد از منابع نفتي درمنطقه جزئي از باند فرودگاه قديمي شركت نفت مي گردد .برطبق گفته گاوبه كه اصولاً دوگنبدان قبل از انتقال قسمتي از سازمان شركت نفت به آنجا اهميتي نداشته وفقط مسافران ازآثار كاروانسرايي آن سخن گفته اندبه نظر مي رسد كه تنها اين كاروانسرا وسه روستاي كوچك به نامهاي زريون ، پربالي، رادك سابقه سكونت در دوگنبدان بوده است .  با شروع فعاليتهاي نفتي درگچساران قديم درسال 1316 وتغيير مكان‌واحدهاي‌كارگري وكارمندي شركت نفت ، ازگچساران قديم به شهر دوگنبدان ، درفاصله سالهاي (30-1328) اين شهر رونق تازه اي به خود گرفت يعني روستاي زريون درمسير باند فرودگاه شركت نفت واقع شد واهالي آن به روستاي پروبالي منتقل شده اند . گچساران قديم براثر ناهمواري زمين، محدوديت فضاي شهري ، تراكم تاسيسات نفتي وزلزله هاي متناوب ومكرري كه به علت انفجار اكتشاف معادن نفت ايجاد مي گرديد . بنابراين درسال 1330 برابر با تصميمات دولت وشركت نفت ايران وانگليس شهرك گچساران قديم تخليه وتخريب گرديد وقرار شد به شهر دوگنبدان فعلي كه محل مناسبي براي استقرار كارگران وكارمندان واحداث شهري نوساز بود منتقل گردد. (نوبندگان رنامه ساخت شهر دوگنبدان به علت داشتن منابع نفت فراوان دراطراف وحوالي آن بوده است وبعد ازاين كه شركت نفت محل آنرا براي استقرار كاركنانش مناسب يافت تدريجاً به محل فعلي منتقل شدندواولين كلنگ بناي شهر فعلي دوگنبدان توسط شركت نفت درسال 1334 به زمين زده شد كه به تدريج با سكونت اهالي واشتغال درتاسيسات شركت نفت اين شهر رو به آباداني وگسترش نهاد وازسال 1335 با احداث خانه هاي مسكوني كاركنان شركت نفت وتعدادي مغازه مربوط به كسبه بهبهاني ، گروهان ژاندارمري وخيابان كشي به شيوه امروزي تدريجاً شهر گسترش يافت وبه شهر دوگنبدان معروف شد .

پيشينه سكونت درشهرستان گچساران

چنان كه ازكتب گوناگون استنباط مي شود علاوه برتغيير مكان شهر دوگنبدان درطول تاريخ ، لغت دوگنبدان نيز تغيير يافته كلمه ديگري مي باشد . چنانكه لسترنج معتقداست نام دوگنبدان برگرفته ازگنبد ملغان است ودرموردآن اين چنين مي نويسد ، ‹‹ درساحل يكي از شعب رودخانه شيرين ، گنبد ملغان كه محل مهمي سرراه نوبندگان به ارجان است قرار دارد وامروزه آن را دوگنبدان گويند وخرابه هاي پهناوري درآنجا ديده مي شود درمجاوزت آن چنانكه گفتيم كوه وولايت بازرنگ وهم چنين صرام كه زمستان آن به عنايت سرد بوده وحتي درفصل تابستان سركوه برف داشته واقع بوده است ولي شهر گنبد ملغان از بلاد گرمسير بوده ونخلستان آن شهرت داشته وآنرا گنبد ملجان وملغان هم مي ناميده اند وبه اعتقاد ابن بلخي جنبد(گنبد) ملغان شهركي است كوچك وناصيتي با آن مي رود وهواي آن گرمسير است وآب روان وميوه ها باشد ومشمومها و قلعه چند ازجمله قلاع ، قلعه حصين است معروف وهواي قلعه خنك است ، چنانكه غله نيك دارد و مصنعهاي (آب انبارهاي) نيكوباشد ازبهرآب وجامع ومنبر باشد ›› .

گاوبه(1359،ص 66) معتقداست ‹‹  با تحليلي كه مقدسي ازجاده ها وايستگاهها كرده مي توان جنبد ملغان را با ويرانه هائي درسنگ ماليون درسمت خاوري دوگنبدان مطابقت داردونيزاستين درگردنه اي دراين سنگ آثاري ازيك آبادي به وسعت تقريبي دوكيلومتر (شرقي ، غربي) پانصدمتر (شمال ، جنوب) كشف كرده است كه قناتي آب مصرفي اين شهر راتامين مي كرده است ، اين آثار شباهت زيادي به بعضي ساختمانهاي ميمند وبناهاي توصيفي استين درچهارده دارد وحدس زده مي شود اين ويرانه هانيز ازدوره ساساني باشند ›› .احمد اقتداري     مي نويسد: ‹‹ از شهردوگنبدان درجاده شيراز پس ازطي مسافتي به حدود بيست كيلومتر درسمت چپ تنگ گشادي وجود دارد ، اين سنگ ماليون نام دارد . من دوسنگ تراشيده مدور با سوراخ وچند آب انبار ويك رشته ساختمانهاي ويران گچي وپي هاي ساختماني وتپه هاي كم ارتفاع انباشته ازمصالح ساختماني رادر دشت اول سنگ ودردرون سنگ به مسافتي حدود يك كيلومتر كما بيش دركنار مسير رودخانه ديدم وگمان دارم كه اين مكان جاي باستاني شهر گنبد ملغان بوده است وبرسرراه فارس- خوزستان وپارس- درياي پارس قرار داشته است›› . خیر آباد خان حمتامجيدي مي نويسد ‹‹ وسعت اين ويرانه ها تقريباً 1×1 ميلي است وموقعيت آن درشمال خاوري و با ختري به كوههايي محدود است‌به‌ارتفاع600 متر وشيب تندي به نام ماليون ، محل شهرك گنبد ملغان که اكثر جغرافي نويسان قرون وسطي جنبد ملغان نوشته اند . درفاصله سي كيلومتري شمال خاوري شهرستان گچساران ودوكليومتري قريه تلخ آب شيرين كه ازجاده شيراز به خوزستان درپاي دو رشته كوه خنك وكوه اشرفي(شرقي) دردشت وسيع ، كه ازآغاز تنگ خنك تا آخر كاريزهاي مخروب شهر شيب تندمعادل سيصدمتر دارد واقع مي باشد) به غير ازشهر دوگنبدان درگوشه وكنار شهرستان گچساران مراكز تجمع انساني متعددي وجود داشته كه برخي از آنها به شرح زير مي باشد :

خيرآباد

‹‹ درسال 1089 هجري قمري(1678 ميلادي) حسين عليخان زنگنه والي كهگيلويه دركنار رودخانه خيرآباد وبه فاصله كمي از دهكده خيرآباد مدرسه بزرگ ومرتفعي رابنا كرد . ›› تل دهوه ونيز احمد اقتداري درمورد اين محل مي نويسد : ‹‹ اين يك بناي محكمي است كه تماماً از آجرپخته وساروج ساخته شده وداراي اتاقهاي كوتاه وبلند ، مسجد ، حجره براي معلمان ، آشپزخانه ، آبريزگاه(مستراح)حياط داخلي وحمام نيز مي باشد وحسين عليخان زنگنه دستور مي دهد دركنار اين عمارت يك بازار كوچك كه طلاب لازم داشته اند نيز ايجاد گردد،اين ده خيرآباد را هم كه درنزديكي مدرسه قرار دارد او وقف همين مدرسه كرده بود . ››

خان حماد

‹‹ درهشت كيلومتري خاوري ليشتر خرابه هاي وجود دارند به وسعت تقريبي 600×200 متر درميان يك مجموعه بناهاي كوچك وويران سه ساختمان مخروبه ومستطيلي شكل با وسعتي تقريباً 3×2 متر ، هرسه بنا داراي سبك معماري يكساني هستند كه احتمالاً باقيمانده ازساختمانهاي كاروانسرائي مي باشد ومربوط به دوران پيش از صفوي وقبل ازآن مي باشد . ››

دژسليمان

احمد اقتداري مي نويسد:‹‹ دركنارجاده دوگنبدان به گناوه كوهي نسبتاً بلند قراردارد كه آنرا قلعه سليمان ، دژسليمان ودژسليمانان مي خوانند . اين دژ همان دژي است كه درمتون به نام دژسليمان نام برده شده است . من برفراز آن نتوانستيم رفت ، اما آثار حصار بلند وديواره هاي قلعه وته برج وباروی آن رابا دوربين ازپايين كوه ديدم ، موقعيت اين كوه آنگونه است كه مي تواند بربسياري ازراههاي اطراف رودخانه زهره ديد مستقيم داشته باشد وبه نظر مي ايد قلعه اي نظامي بوده است (1359،ص 346)

از ساير آثار تاريخي شهرستان گچساران مي توان به پلهاي باستاني خيرآباد اشاره كرد درمجموعه اين آثار پل علياي خيرآباد چشمگير تر است كه داراي 130 مترطول و3 گذرگاه درسمت راست كناره كه درامتداد آن پايه اي به بزرگي 10×10 متر وجود دارد وپهناي جاده اي كه روي آن مي گذشته اندكي كمتر از8 متربوده وتوسط ديوار ستوني به بلندي يك متري محافظت مي شده كه مربوط به دوره اوليه اسلامي است . درفاصله 50 متري رودخانه خيرآباد درجهت شمال شرقي پلهاي ارتباطي قديم ودرسمت جنوبي روستاي باستاني "به" آثاري ازآتشكده هاي باستاني گنبد وتشكه به چشم مي خورد كه به نام چهارطاق فرزوك معروف است . " تل دهوه" تپه اي است در وسط روستاي دهوه" ازتوابع گچساران" كه ازآن سفالهاي ظريف ومنقوش به دست آمده وپيشينه آن به هزارهاي سوم وچهارم بيش از ميلاد باز مي گردد . " آتشكده هاي گل سرخلان" نيز شامل 3 باب آتشكده است به فاصله 50 متر ازيكديگر برسرراه بهبهان ، اصفهان درپاي كوههاي گچي گردنه محمدتقي وگچ نيزك قرار دارند .››

ازجمله ساير نقاط جمعیتی موجوددرمحدوده شهرستان گچساران مي توان ازويرانه هاي دره رودخانه كمبل وآب شيرين ، سرآب ننيز، ليشتر، امام زاده شاه عباس ليشتر، چاهانه ، بنگه ، نعمه ، خونبد وبناو نام برد .

مراحل تاريخي رشد و گسترش حوزه نفوذ شهر دوگنبدان

مرحله اول : قبل ازسال 1335

قبل ازكشف واستخراج نفت دوكانون جمعيتي عمده درمحدود فعلي شهر دوگنبدان وجود داشته ، يكي روستايي زريون درمحل باند قبلي فرودگاه شركت نفت   ( شمال غربي فرودگاه فعلي ) وديگري آبادي پروبالي ، همزمان با شروع فعاليتهاي شركت نفت روستاي زريون درسال 1319 به منظورايجاد فرودگاه تخريب واهالي آن به ده پروبالي نقل مكان كردند كه منطقه مسكوني كوچكي نيز تحت عنوان رادك با فاصله كمي ازپروبالي وجود داشته است به غيرازمناطق يادشده ، مكاني در20 كيلومتري جنوب شرقي دوگنبدان فعلي وجود داشته است ، كه امروزه به آن گچساران قديم مي گويند ومتروكه مي باشد، اما درقديم محل استقرار كارگران صنعت نفت واتباع بيگانه اي بوده كه دركنسرسيوم نفت مشغول به كاربوده اند، همچنين ، تعداد زيادي ازبوميان منطقه كه بعضا“ به عنوان كارگرشركت نفت وكمتربه عنوان پيمانكارمشغول بكاربوده اند درآن مكان زندگي مي كردند. گروههاي يادشده هركدام جداگانه درمحلات مخصوص خود سكني گزيده بودند . البته عده ديگري نيز تحت عنوان بازاري پديد آمدند كه مايحتاج اهالي شهرك و همچنين ساير روستاهاي پيراموني را تاشعاع نزديك به 50 كيلومتري تأمين مي كردند. ‹‹ درسال 1334 رسما“ سازمان شهري دوگنبدان اعلام گرديد.›› جمعيت شهركه به طور عمده درمنطقه پروبالي مي زيسته اند درسال 1335 جمعيتي معادل 1256 نفررا بالغ مي شده است . دراين دوره ساخت وساز بيشترحالت روستايي وارگانيك داشته وفاقد هرگونه طرح ونقشه خاصي بوده است .

مرحله دوم : ازسال 1335 تا 1350

دراين دوره شركت نفت به ايجاد وتوسعه مناطق مسكوني جهت اسكان كاركنان خود پرداخته است ، اين ساخت وساز درسال 1335 درجهت شمال منطقه پروبالي وآنسوي جاده ارتباطي خوزستان به فارس شروع شد. الگو و طرح اين ساخت وسازكه امروز بخشي ازشهردوگنبدان به نام منطقه شركتي راتشكيل مي دهد ازلحاظ وجود فضاي سبز كاملا“ برگرفته ازطرح شهركهاي انگليسي وخصوصا“ طرح ابنزرهاوارد يعني شهرهاي باغ مانند ( شيعه ،1371 ، ص34 ) با درنظرگرفتن فضاي بازكافي ، منطقه بندي براساس طرح واحدهاي خود ياخانه هايي كه دورتادور آنها را باغ وفضاي سبز احاطه كرده مي باشد. عاملي كه دراين دوره به رشد شهر دوگنبدان كمك كرده است ، تخريب وتخليه گچساران قديم ومهاجرت اهالي به دوگنبدان فعلي درسال 1338 مي باشد. ‹‹ مهمترين دليل تخريب اين شهرك ، نفت خيز بودن منطقه وجستجووانفجارات پياپي براي كشف منابع نفتي توسط شركت نفت مي باشد. ›› البته تپه ماهوري بودن منطقه وتوپوگرافي خاص آن نيزدرمهاجرت موثربوده است . عوامل ديگري نيزدراين دوره برافزايش جمعيت شهر دوگنبدان مؤثربوده اند كه بيشترجنبه سياسي ، نظامي داشته است . سياستهاي كلي دولت پس ازسال 1335 يعني اسكان عشايرواصلاحات ارضي منجربه درگيري هاي بين عشايرمنطقه ودولت وقت درارتفاعات شمالي شد كه اصطلاحا“ غائله فارس ( جنوب ) ناميده مي شود. پس ازشكست نيروهاي بومي درشهريورماه 1342 خيل عظيمي ازجمعيت عشايري استان به اسكان روي آورده وازآن جايي كه شهر دوگنبدان مهمترين مركز شهري استان بوده وبيش‌از 90% جمعيت شهري استان رادرخود جاي داده بود. ( مركزآمار ايران ، 1345 )وعلاوه برآن به دليل فعاليت شركت نفت شرايط كار فراهم بوده ، بخش زيادي ازمردم دراين شهر  سكني گزيدند.  به طوركلي درطول يك دهه يعني ازسال 1335 تا 1345 جمعيت اين شهربيش از 10 برابر شده وبا نرخ رشد 7/26% از 1256 نفر درسال 1335 به 13430 نفر درسال 1345 رسيده است .دراين سالها نفت به عنوان مهمترين منبع مالي جهت اجراي طرحهاي عمراني دولت دردستوركارقرارمي گيرد.  ولذا دولت جهت ادامه روند مدرنيزاسيون كشور مهمترين منابع مالي خود رانفت مي داند وبه مناطق نفتخيزتوجه خاصي مي شود كه منطقه نفتخيزگچساران ازاين توجه بي نصيب نمي شود وبدليل انتقال تأسيسات اداري ورفاهي شركت نفت به منطقه دوگنبدان كالبد شهربه صورت بي شائبه اي گسترش مي يابد كه اهم اين اقدامات عبارتند از :

نصب دستگاههاي جديد بهره برداري ، كارخانه جديد برق ، ساختن منازل مسكوني ، ايجاد كارگاههاي بزرگ ، فرودگاه ، بيمارستان ، سينماوسايرامكانات آموزشي ورفاهي درشهردوگنبدان جهت كاركنان شركت نفت .  درهمين محدوده زماني اهالي روستاهاي گچساران قديم وآب شيرين به شهردوگنبدان مهاجرت مي نمايند. ازآنجائيكه قسمت اعظم اراضي شهردوگنبدان متعلق به شركت نفت بوده ودرقسمتهاي محدودي اجازه احداث ساختمان به اهالي شهرداده مي شود.  لذا عده اي ازساكنين شهر دردامنه كوه پروبالي اقدام به احداث واحدهاي مسكوني نموده ودرسال 1341 اولين خيابان شهردوگنبدان ( خيابان كيامرثي ) درپاي كوه پروبالي احداث مي شود ودرسال 1342 قسمتي ازخيابان بلاديان وبشارت، درسال 1344 خيابان اميني احداث مي گردد. دراين مرحله زماني محلات كارمندي وكارگري شركت نفت احداث مي شوند.

مرحله سوم :از سال 1350-1375

دراين دوره كشورايران با افزايش درآمدهاي ارزي ناشي ازفزوني قيمت نفت مواجه بوده كه خود دربالارفتن نرخ رشد شهرنشيني تأثيربسزايي داشته است ، شهردوگنبدان نيزبه دو دليل ازاين جريان تأثيرپذيرفته است . اول اين كه به تبع سياست كلي دولت مبني برعدم توجه به روستاها وبخش كشاورزي ، درعوض ايجاد شهرهاي پرزرق وبرق ووجودشرايط اشتغال نسبي درنتيجه اختصاص بودجه بيشتربه شهرها سيل جمعيت روستايي همانند سايرشهرهاي ايران به شهردوگنبدان نيزهجوم آورده است . دوم اين كه به دليل افزايش فعاليتهاي صنعت نفت درمنطقه اين مهاجرت تشديد شده است . ‹‹ دراين دوره شاهد گسترش شهر به ويژه درمناطق مسكوني شركت نفت مي باشيم ، دربخش غيرشركت نفتي نيزخيابان بلاديان  (بازاراصلي شهر) با پياده روهاي مسقف به سياق بازارهاي مناطق گرمسيري ، همچنين خيابان بشارت تكميل شده وشهرتا خيابان شيراز  ( بزرگراه مركزي شهر) گسترش يافته است . ››  ( مهندسين مشاوربعد تكنيك ، 1375 )دراين دوره شهر دوگنبدان از نظر كالبدي دوقسمت بوده است ، يكي درشمال بزرگراه اصلي كه مناطق شركتي وداراي ساخت وساز براساس طرح والگو است ، اما دومي كه درجنوب بزرگراه بوده بيشترحالت ارگانيك وخودجوش داشته وبخش اعظم آن فاقد هرگونه طرح ونقشه اي بوده است .

مرحله چهارم: بعدازسال 1357

دراين دوره باتوجه به اقدامات سازمان نوپاي اراضي شهري استان ، واگذاري زمين توسط تعاونيهاي كارمندي ومحدوديت ساخت وساز ضلع شمالي وجنوبي شهربه دلايل وجود اراضي شركت نفت وناهمواريهاي شاهد گسترش شهر ازمناطق غربي ( سه راهي وكاركنان) ومحلات شرقي( پانصد دستگاه) وشمالي (108 دستگاه ) مي باشيم . ادامه ساخت وساز شهري دراين دوره عمدتا“ درامتداد جاده ارتباطي خوزستان به فارس بوده وباعث كشيدگي شهربه جهات غربي وشرقي شده است وشهردوگنبدان به حالت شهر خطي درآمده است ، ساخت وساز دراين دوره بيشترحالت شطرنجي با درنظرگرفتن معابرماشين رو داشته است .

جدول شماره( 3-1) مراحل گسترش تاريخي شهر دوگنبدان تا سال 1375 ه . ش

مراحل گسترش

سال (ه .ش )

رشد كالبدي شهر

مرحله اول

قبل‌ازسال‌1335

شهروجودنداشته‌وبه‌صورت‌روستاهاي‌متفرق‌،‌زريون ، رادك وپروبالي درسطح دشت دوگنبدان

مرحله دوم

1350-1335

محلات پروبالي، سادات ، لبنان ، رادك ، شركت نفت   ( كارمندي – كارگري )

مرحله سوم

57-1350

ادامه ساخت سازها دربافتهاي شركتي، احداث خيابان مسقف مركزي بلاديان

مرحله چهارم

1375-1357

ايجاد محلات سه راهي ، پانصد دستگاه ، كاركنان دولت ، 108 دستگاه وادامه ساخت وسازها درامتداد آنها

بررسي تاثير شهر دوگنبدان با حوزه نفوذ آن نشان مي دهد كه همراه با مراحل گسترش تاريخي شهر دوگنبدان به تناسب حوزه نفوذ آن گسترش يافته است . در سالهاي قبل از 1335 حوزه نفوذ اين سكونتگاه فقط محدود به سطحي بسيار محدود بوده و داراي پسكرانه اي نبوده  ودر اغلب مواردخود اين سكونتگاه در حوزه نفوذ شهرهايي مانند بهبهان ،دهدشت قرار داشته است . محصولات نواحي اطراف آن در شهرهاي كازرون ،بهبهان به فروش مي رسيده است و يا لوازم و محصولات مورد نيازآنها از اين شهرها خريداري مي شده است. اما در دومين مرحله گسترش حوزه نفوذ شهر دوگنبدان با احداث خانه هاي كارگري و كارمندي شاغلان در شركت نفت علاوه بر گسترش كالبدي شهر از دامنه ناهموار كوه پربالي به دشت دوگنبدان كشيده مي شود و موجب گسترش حوزه نفوذ شهر مي شود . با احداث ادارات مختلف و به خصوص شركت نفت اين سكونتگاه نقشي چند جانبه و عملكردي بسيار وسيع تر از گذشته خود پيدا نموده و توانسته سكونتگاههاي زيادي را از اطراف تحت  تاثير حوزه نفوذ خود قرار دهد و موجب مهاجرت گسترده آنها به شهر دوگنبدان شوند . شهرك گچساران قديم به طور كلي تخليه و ساكنان آن به دوگنبدان انتقال داده مي شوند و آن مناطق تخليه شده تحت حوزه نفوذ شهر جديد دوگنبدان قرار مي گيرد. همراه با رشد كالبدي شهر دوگنبدان كه ناشي از رشد بي رويه جمعيت شهر چه در مناطق شركتي و غير شركتي مي شود وجود ادارات و سازمانها و خدمات آموزشي و بهداشتي ،درماني ،تجاري و... نيز چشمگيرتر شده و كالبد شهر را از نظر شكل تحت تاثير قرار مي دهد و از روستايي غير منظم و بدون برنامه طراحي به شهري با طرح هاي نو كه عاريت گرفته از طرح باغشهرهاي انگليسي است تبديل مي شود .(اين امر در قسمت شركت نفت كاملا" مشهود است ) حوزه نفوذ اين شهر از سالهاي 1357 و بعد از آن هم چنان نه تنها اثر بخشي خود را حفظ نموده بلكه با اثرگذاري ادارات و امكانات موجود خود توانسته محدوده وسيع تري را تحت سيطره خود قرار داده و حوزه نفوذي بس گسترده تر از شهر و شهرستان و حتي استان داشته باشد و به عنوان يك شهر ناحيه اي در شعاع مختلف اثر گذار باشد .

3-4اصلاحات ارضي واثرات اجتماعي آن بر گسترش حوزه نفوذ شهردوگنبدان

درجامعه سنتي ايران نيازمتقابل ومكمل ميان شهروروستا طي هزاران سال دريك اقتصاد منطقه اي عامل برقراري رابطه متعادل ميان شهروحوزه نفوذ آن بوده است .

قبل از اصلاحات ارضي روستاها واحدهاي خودگرداني بودندكه نيروي محركه شهربه حساب مي آمدند. شهرها محل تمركز مازاد توليد روستاها وبازارفروش اين محصولات بودند واين خود سبب تثبيت جمعيت درمناطق روستايي شده بود. اصلاحات ارضي كه با هدفهاي اقتصادي ، اجتماعي وسياسي درسال 1341 توسط دولت به مرحله اجرادرآمد به نسبت ميزان نسق ، مالكيت زمينها رابه طوردسته جمعي به زارعان واگذاركرد.اگرچه به نفع گروههاي دهقاني مرفه وبزرگ مالك كه اراضي مرغوب خود را ازتقسيم معاف كردند ، وبه ضرر قشرهاي فقير روستايي به پايان رسيد . ازآنجاكه دراغلب نقاط روستايي توليد منحصربه توليدات كشاورزي است ، به علت وجود مشترك بين اقتصاد روستايي واقتصاد كشاورزي ، اين دو واژه اغلب ، به جاي يكديگربه كاربرده شده اند . اقتصاد كشاورزي صرفا“ شامل كليه فعاليتهاي اقتصادي وابسته به بخش كشاورزي است . اين درحالي است كه اقتصاد روستايي شامل كليه فعاليتهايي است كه درمحيط روستا اعم ازكشاورزي يا غيركشاورزي به منظورتأمين معاش انجام مي گيرد.  به عبارت ديگراقتصاد روستايي كليه مباني اقتصادي خانواده روستايي اعم از زارعي ، دامي ، صنعتي وكارگاهي است كه توسط جمعیت ساكن آن صورت مي گيرد. اصلاحات ارضي عبارتست از اقدامات مربوط به تقسيم املاك به نفع دهقاناني كه بيش ازهمه ازتملك زمين محروم بوده اند . اين اصلاحات هم چنين مي تواند به اخذ تصميم درمورد تقسيم ديگروسايل توليد كشاورزي مانند ملزومات دامها وبناهاي پرورش ، آب وامثال آنها بينجامد وغرض ازآن مي تواند انتقال تمام ويا جزيي ازدرآمدهاي مالكان قديم ( بهره مالكانه ، سود سرمايه ) به فقيرنشینان اقشارجامعه دهقاني بوده باشد. درايران اصلاحات ارضي طي سه مرحله ازسال 1341 آغازوتا پايان سال 1351 با اهداف زيربه طول انجاميد :

1-           اهداف سياسي : شامل تسلط بيشتربرخانها ومالكين بزرگ وخلع سلاح مخالفان سياسي دولت .

2-      اهداف اقتصادي شامل : بالا بردن قدرت خريد زارعان ، پيداكردن بازار براي توليدات صنايع شهري ، افزايش محصولات كشاورزي ، استفاده ازنيروي مازاد روستاييان درصنايع شهري ، راه رشد سريع سرمايه داري ازطريق درهم شكستن مناسبات كهنه ارضي وگسترش سطح زيركشت با استفاده ازتجهيزات مكانيزه .

3-      اهداف اجتماعي شامل : ازميان بردن مالكان بزرگ به صورت يك طبقه نيرومند سياسي ، گسترش طبقه كارگر روستايي ازطريق انتقال زمين ازمالكان به دهقانان وتمركز زمين دردست آنان تأمين عدالت اجتماعي ازطريق القاء مناسبات ارباب رعيتي واستقرارنظام دموكراتيك ازطريق بيرون كشيدن دهقانان از زيرنفوذ مالكان .

درنتيجه هرچند اين اصلاحات تاحدودي به وضعيت نابسامان كشاورزي كشورسروسامان بخشيد وتا اندازه اي قدرت مالكان وخوانين رادرهم شكست وبرخي ازدهقانان رابه آب وزمين رساند ولي با اين حال پيامدهاي نامطلوبي ، همچون هجوم روستاييان به ويژه قشرجوان به شهرها ، راكد ماندن كشاورزي وقطعه قطعه شدن اراضي كشاورزي درسطح روستاها رابه دنبال داشت .

درجريان اصلاحات ارضي كه آغازآن همزماني به كل كشوردرمنطقه گچساران به سال 1341 مي باشد مقدار48/56760 هكتار زمين ميان 828 نفر تقسيم شد. ميانگين سهم هرنفرازكل اراضي 8/6 هكتاربوده است . اما توزيع اراضي براساس تعداد نفرات داراي نسق هرروستا تقريبا“ بين 1 تا 5/4 هكتاربرآورده شده است . آنچه قابل تأمل است توجه به اين نكته است كه درمنطقه گچساران اراضي مرغوب بزرگترين مالك زمين مشمول اصلاحات ارضي قرارنگرفت . آقاي سيد مصطفي تقوي مقدم دركتاب تاريخ‌سياسي‌كهگيلويه مي نويسد :درسال 42-1341 اگرچه او قلبا“ ( منصورخاني باشتي ) مايل بود كه سران بويراحمد عليا وسفلي درقيام خود پيروزشوند اما عملا“ دولت مركزي راحمايت مي كرد وبه عنوان مثال براي تسليم شدن برخي ازهمراهان ناصرخان طاهري به مقامهاي دولتي ، براي آنان وساطت مي كرد بدينگونه پس ازخاتمه قيام بويراحمد حكام دولتي ضمن تقديرازاو با تقاضاي اومبني براين كه املاكش مشمول اصلاحات ارضي نشود موافقت كردند.  دركتاب تاريخ وجغرافياي كهگيلويه وبويراحمد تأليف نورمحمد مجيدي ( 1371 ) آمده است ‹‹ علاوه برارقام مندرج درمجله تهران مصور كه گوياي اعتراف شخصي ملك منصورباشتي است ، درآمدهاي ديگري هم داشت ازقبيل فروش اراضي شهري دوگنبدان ودرآمدهاي حاصله ازبهره مالكانه قبل ازاصلاحات ارضي ومزارع مكانيزه اي كه اصلاحات اراضي دراختيار او قراردارد يعني اراضي انتخابي پس روشن است كه اراضي تقسيم شده ميان زارعين صاحب نسق عموما“ اراضي پراكنده وعمدتا“ ديم كاريهاي بوده اند كه اقليم منطقه بازده اين اراضي را تحت الشعاع قرارداده وكاربرروي اين زمينها را غيراقتصادي مي نمود.

ازديگرنتايج اصلاحات ارضي درمنطقه گچسارن لغو نظام ارباب رعيتي بود كه مناسبات كهن توليدي موجود رادچار گسيختگي نمود وپشتوانه مالي مديريتي روستاييان را ازميان برداشت . وازآنجا كه درسطح كلان سياست دولت مبني برتبديل مالكين بزرگ به طبقه بورژواي شهري وانتقال نيروي كار ازبخش كشاورزي به بخش صنعت بود. لذا سهم بخش كشاورزي در درآمد ملي بسياركم اهميت گرديد وبخش كشاورزي درحاشيه قرارگرفت وبا عدم حمايت دولت از روستاييان وبخش كشاورزي شاهد ركود توليدات كشاورزي منطقه گچساران دراين زمان هستيم .تبديل املاك بزرگ به اراضي با قطعات كوچك وغيراقتصادي كه عموما“ 1 تا 5/4 هكتارميانگين سهم هر زارع درمنطقه گچساران بوده نه تنها مازاد محصولي نداشته بلكه معاش سالانه روستايي را فراهم نمي كرد وسبب فقيرشدن آنها مي شده است وروستاييان ناگزيربه مهاجرت به شهردوگنبدان بوده اند.مجموع شرايط فوق روابط متعادل قبل از اصلاحات ارضي كه ميان شهر دوگنبدان به عنوان بازارفروش محصولات كشاورزي حوزه نفوذ خود برقراربود دچارگسيختگي نمود وروستاها رابيش ازپيش وابسته نمود. همزمان بااصلاحات ارضي ، اكتشافات نفت كه به سال 1306 درمنطقه گچساران آغازشده بودزمينه شكل گيري شهر دوگنبدان راكه سازمان شهري آن درسال 1334 اعلام گرديده رافراهم نمود. شهرجديدبه صورت گسترده اي به ايجاد واحدهاي مسكوني ، ادارات ، واحدهاي تجاري ، درماني وبهداشتي نيازمند بود وصنعت نفت منطقه هم نيازمند نيروي كارفراوان بود. بنابراين توسعه زيرساختهاي اقتصادي ، اجتماعي وفرهنگي درشهرجديد كه زمينه هاي شغلي فراواني ايجاد نموده بودو باعث گسترش حوزه نفوذ شهري و برون ناحيه اي آن گرديد . ازيك طرف ركود بخش كشاورزي منطقه به دليل ازهم پاشيدگي مناسبات سنتي توليد وعدم حمايت ازآن ، آزاد شدن بخش زيادي از افراد بي زمين درمناطق روستايي ، پايين بودن درآمد در نواحي روستايي ورشد جمعيت به عنوان عوامل دافع سبب مهاجرت روستاييان درسطح گسترده اي شد ومتقابلا“ هجوم كالاهاي مصرفي داخلي وخارجي وتوسعه خدمات زيربنايي درشهردوگنبدان وابستگي روستاهاي شهرستان را افزايش داد وروستاها كه دراين زمان وارد مناسبات پولي شده بودند ، بازارمصرف كالاهاي شهردوگنبدان گرديده  و باعث گسترش حوزه تجاري اين شهر در همه زمينه ها شده است .

ماخذ  پایان نامه کارشناسی ارشد تحت عنوان (بررسی حوزه نفوذ شهر دوگنبدان و تاثیر آن در توسعه شهری ) نگارنده – داود ایوبی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد اصفهان

 

لینک اخبار از پارسیک

آمار سايت

امروز  سه شنبه, 16 شهریور 1389
■ حاضرين در سايت:  1
■ بازديد امروز:  58
■ كل بازديد:  3662

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت برای فرمانداری گچساران محفوظ میباشد